شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸     |۳:۵۰
صفحه اصلی > پذیرش دخالت های قوه مقننه به خاطر حفظ کرسی
print کد خبر:
پذیرش دخالت های قوه مقننه به خاطر حفظ کرسی بررسی دلایل توسعه نیافتگی و نرخ بیکاری بالا در خوزستان در گفت و گو با یک استاد دانشگاه؛
پذیرش دخالت های قوه مقننه به خاطر حفظ کرسی (تعداد بازدید : 50)

اشاره: استان خوزستان از استعدادهای بی بدیل و ظرفیت‌های فوق‌العاده‌ای در بخش های مختلف برخوردار است، در حوزه‌های نفت، گاز، پتروشیمی، فولاد، کشاورزی، ترانزیت و راه‌های ارتباطی دارای موقعیت‌های قابل ملاحظه‌ای است، به عنوان مثال؛ راه‌آهن خوزستان نه تنها باعث اتصال به عراق خواهد شد بلکه نقطه وصل به دریای مدیترانه خواهد بود و افق جدیدی در وضعیت حمل و نقل و ترانزیت کشور ایجاد خواهد کرد. خوزستان از نظر صنایع جانبی نیشکر نیز منحصر به فرد است. به طور کلی؛ رتبه تاثیرگذاری استان خوزستان در اقتصاد کشور قابل توجه است. به عبارتی؛ حدود ۸۰درصد درآمد ایران از خوزستان تأمین می‌شود و هرگونه اتفاق و رویداد ناگواری در استان خوزستان می‌تواند کل درآمدهای اقتصاد ایران را تحت‌الشعاع قرار دهد.

در همین خصوص گفت و گویی با دکتر علی دژمان؛ استاد دانشگاه داشتیم که به تشریح ظرفیت های خوزستان و دلایل توسعه نیافتگی و البته بالا بودن نرخ بیکاری در این استان پر پتانسیل پرداخته است؛ او معتقد است که بیشترین مشکل که در انحراف از سیاست ها، دخالت بیش از حد قوه مقننه در قوه مجریه است و متاسفانه قوه مجریه به خاطر حفظ کرسی قدرت؛ به آسانی دخالت قوه مققنه را می پذیرد و هر چیزی که قوه مقننه می گوید، حتی اگر سیاست به انحراف برود را اجرا می کند. دژمان می گوید: در بحث انتخابات، شایسته سالاری اتفاق نمی افتد و منتخبین توانمندی انتخاب نمی شوند، شایستگان در حاشیه قرار می گیرند.... ادامه این گفت و گو  را در زیر می خوانیم: 

اگر بخواهیم وضعیت اقتصادی استان خوزستان را رزیابی کنیم، چه ظرفیت ها و چه جایگاهی دارد؟ 

استان خوزستان از نظر ظرفیت اقتصادی، دومین استان کشور بعد از تهران است اما از نظر توسعه یافتگی جزو استان های آخر کشور است؛ طبق آخرین آمار رتبه بیست و هشتم را دارد و این آمار نگران کننده ای است . استانی که تمام ظرفیت های اقتصادی نفت، گاز، پتروشیمی، تجارت دریایی و زمینی، مرز آبی، مرز خاکی، رودخانه های آب شیرین، زمین های حاصلخیز کشاورزی، چندین سد بالادستی، جاذبه های گردشگری طبیعی، جاذبه های گردشگری مناطق توریسمی جنگی، ظرفیت های فرهنگی همچون اربعین که سالانه بیش از 20 میلیون نفر و راهیان نور که بالغ بر ده میلیون نفر وارد این استان می شود و با وجود ظرفیت های بومی-محلی همچون دامداری، شیلات، کشاورزی؛ اما بالاترین نرخ بیکاری را در سطح کشور داریم. استان همدان که فقط ظرفیت کشاورزی دارد، نرخ بیکاری اش ۶ و ۲دهم درصد است اما خوزستان بالای ۱۵ درصد است. در واقع این مساله است که خیلی فاصله بین ظرفیت های استان و بین آن چیزی که هستیم و چیزی که باید باشیم، وجود دارد؛ این فاصله ی معناداری است که قطعا باید مسئولان استان پاسخگوی علت موضوع باشند. به اعتقاد بنده، هم ریشه های فرهنگی مردمی، هم توسعه نیافتگی و هم ریشه های حاکمیتی در خوزستان دارد. 

ارتباط ریشه های فرهنگی مردمی با نرخ بیکاری بالا در چیست؟

 در حوزه های مردمی نگاهِ صرفا نفتی، هم بر نگرش مردم ما سایه افکنده هم بر نگرش مسئولان ما . به طور طبیعی هر خانواده ای که فرزندش فارغ التحصیل می شود به امید شاغل شدن در شرکت نفت برنامه ریزی می کند. نگاه مردم و مسئولان به نفت است و نگاه کارآفرینی و نگاهی که ظرفیت های بالفعل استان را به سمتشان گرایش پیدا کنیم، را نداریم. مشکل دیگری که در حوزه فرهنگ مردمی داریم و خیلی تاثیر گذار است بحث انتخاب های مردمی در شورای شهر و روستا، در مجلس شورای اسلامی است. منتخبین مردم طبیعتا باید عصاره فکر مر م باشند اما معمولا این که نگرشهای قومیتی، جغرافیایی و سرزمینی همچون همسایه بودن، همشهری بودن، همزبان بودن، همکلاسی بودن، این هم ها، معیار انتخاب مردم است، قطعا نمایندگان توانمندی انتخاب نمی شوند، شایسته سالاری اتفاق نمی افتد، شایستگان در حاشیه قرار می گیرند. این دور باطل که از مردم شروع می شود در انتخاب های نامطلوب، انتصاب های نامطلوب که به تبع همان گرایش های قومی، زبانی نژادی جغرافیایی اتفاق می افتد، دور باطلی را  شروع می کند و متاسفانه این دور باطل، باعث می شود که ساختار انتصابی و اداری ما یک ساختار معیوبِ مبتنی بر همین گرایش ها باشد و نوع خدمات دهی هم بر اساس همین گرایش هاست؛ به گونه ای هویت های قومی، محلی بر هویت های ملی و استانی ترجیح داده می شود به طور مثال: اولویت اول یک نماینده، خانواده و طایفه اش می شود و بعد شهر و استان، در صورتی که باید اولویت منافع ملی، استان و شهرستان و بعد قوم و زبان و فامیل و همسایه باشد.  ولی متاسفانه در استان خوزستان، هویت های خرده فرهنگی مان بر هویت های ملی مان می چربد و این اتفاقات باعث می شود که فاصله زیادی داشته باشیم با منتخبین عملگرایی که منافع ملی را به مسائل ریز ترجیح می دهند. 



نمونه ای از تاثیر این انتخاب ها بر توسعه را بیان بفرمایید؟

چند مثال مصداقی را عرض می کنم؛ در برنامه چهارم توسعه؛ تنها برنامه  ای که سند ملی استانی داشت؛ یک سری شاخص های کمی و کیفی برای استان پیش ببنی کردند متاسفانه برنامه چهارم به پایان رسید اما به سند ملی استانی هیچ توجهی نشد، خیلی از مدیران کل می گفتند که اولین بار است این سند را می بینیم؛ خیلی از نمایندگان نمی دانشتند که سند توسعه ملی استانی هم داریم، یا در برنامه چهارم پیس بینی شده بود که راه آهن اهواز - شیراز مطالعه می شود؛ در برنامه پنجم باید شروع میشد و در برنامه ششم باید به اتمام می رسید؛ برنامه ششم رو به پایان است اما مطالعه راه آهن اهواز- شیراز انجام نشده است. این نشان می دهد که اولویت اول منتخبین و مسئولان و مدیران استان خوزستان، مسائل کلان استانی نیست، شاخص نگری نمی کنند؛ به همین دلیل دنبال مسائل آنی و سطحی هستند و وقت را تلف می کنند. یا قرار بود راه آهن اهواز-بندر امام؛ اهواز-بندر خرمشهر؛ اهواز-اندیمشک، دو خطه شود اما اتفاق نفتاد! این همه شاخص ها می توانست استان را متحول کند؛ در سایر شاخص ها نیز چنین وضعی را داریم.

آیا به آنچه  که در حوزه حمایت از سرمایه گذاری، برنامه ریزی و سیاستگذاری شده بود؛ عمل شده است؟ 

در بحث حمایت از سرمایه گذاری؛ شاخص های متعددی برای به وجودآوردن رونق اقتصادی، پیش بینی شده بود که متاسفانه آن شاخص ها اصلا محقق نشده، لذا میبینم که  همان نگرش های فرهنگی، نگرش های قومیتی جغرافیایی، اولویت کارهای شعاری و تبلیغی و رضایتمندی مقطعی در استان بر نگرش مدیریتی و مطلوبیت حاکم شده است. 
اگر به بنیاد مسکن استان مراجعه کنید، سالانه بیش از ۶۰۰ پروژه به مناقصه گذاشته می شود ولی وقتی دقت می کنیم، پروژه هایی هستند که خورد خورد اجرا می شوند. به صورت هدفمند اولویت بندی نمی کنیم، به این معنا که به جای اجرای ۶۰۰ پروژه در ۶۰۰ روستا  می توان۶۰ پروژه را در ۶۰ روستای بزرگ انجام داد تا توسعه اقتصادی محقق شود اما از آنجایی که آمایش سرزمینی انجام ندادیم و هزینه ها را متمرکز نکرده ایم فقط پخش کردیم و حیف شدند، مثلا در یک روستا ۵۰ میلیون تومان بهسازی می کنیم اما در حد یک زیر سازی بوده. اگر اعتبار ده میلیاردی که به ده روستا می دهیم را به یک روستا می دادیم، زیرسازی و بهسازی و آسفالت و جدول کاری میشد و ارتباطش با شهر برقرار میشد؛ قطعا این ماندگار تر بود اما بسیار اتفاق افتاده که این اعتبار را بین ده تا روستا تقسیم‌ کردیم 10 پروژه ۱۰۰ میلیون تومانی ناقص ماندند و با اولین باران از بین رفتند، سال بعد دوباره روز از نو روزی از نو؛ چهل سال است که داریم در روستاها خدمات می دهیم اماروستاهایمان هنوز از توسعه عقب مانده اند! دلیلش این است که اولویت بندی نکرده ایم، آمایش سرزمینی انجام نداده ایم و خدمات بر اساس یک رضایتمندی مقطعی بوده!

به نظر شما دلیل این مشکلات در برنامه ریزی هاست؟

خیر. ما مشکل استراتژیک در کشور و استان نداریم،کشور ما در برنامه ریزی و استراتژی، جزو کشورهای برتر دنیاست، ما در اجرا مشکل داریم یا مدیرانمان متناسب با ظرفیت هایی که به آنها داده شده، نیستند به عبارتی تخصص و توانش را ندارند، یا وسیله ای که برای رسیدن به هدف انتخاب کرده ایم، متناسب نیست. به طور مثال: یکی  از بزرگترین معضلات در خوزستان حاشیه نشینی است. عدم توجه به توسعه روستایی باعث می شود حاشیه نشینی به وجود بیاید. به جای اینکه در روستاهایمان توسعه پایدار ایجاد کنیم، شغل ایجاد کنیم، خدمات ارائه دهیم، زیرساخت هایِ ماندگاریِ مردم؛ مثل: جاده، بهداشت و آموزش فراهم کنیم و در کنارش اشتغال پایدار؛ دو شهرجدید شیرین شهر و رامین را به عنوان سرریز شهر اهواز ایجاد می کنیم و میلیاردها تومان در این دو شهر هزینه می کنیم اما هیچ سکنه ای ندارند، در حالی که اگر این ‌میلیاردها تومان پول را در توسعه روستایی هزینه می کردیم، اینهمه حاشیه نشینی در اهواز نداشتیم. حاشیه نشیانان از روستاهای اطراف به اهواز نقل مکان کرده اند، ملاشیه، عین دو از غرب استان؛ زرگان و شیبان از شمال استان؛ و حاشیه نشین های جنوب از سمت جنوب شرقی استان در اهواز ساکن شدند! لذا وسیله ای که برای رسیدن به اهداف استراتژی انتخاب کرده ایم، متناسب نیست . یکی از اشتباهات در سیاست گذاری این است که وسیله را متناسب با هدف انتخاب نکرده ایم و این مشکل در خوزستان بیداد می کند . در انتخاب راه های رسیدن به هدف مشکل داریم در انتخاب تاکتیک و ابزار مشکل داریم .

به نظر شما علیرغم ظرفیت های موجود، چه عاملی باعث توسعه نیافتگی در بخش اقتصادی است؟

در حوزه صنعت نگاه کنید؛ در شهری مثل ماهشهر، ۲۳ پتروشیمی داریم که صنعت ملی هستند، عواقبی که درمحل دارند بیش از سود آنهاست، حاشیه نشینی، آلودگی زیست محیطی، تورم، مهاجرت به استان های دیگر، تغییر اقلیم، از بین بردن شیلات منطقه و مواردی از این قبیل، در حالی که اگر صنایع پایین دستی را در نظر می گرفتیم، هم محیط پاکتر، هم اشتغال بیشتر و هم توسعه پایدارتری داشتیم. به  زنجیره ارزش محصولات پتروشیمی توجه نکرده ایم. صنعت آلاینده آن را داریم اما در نظر نگرفتیم و اجرا نکردیم، صنعت آلاینده کلان وجود دارد اما صنعت پایین دستی که آلودگی ندارد و اشتغالزاست و توسعه پایدار ایجاد می‌کند را نداریم ، شهرک های صنعتی استان را بببنید، اغلب این شهرکهای صنعتی تعطیل هستند، زیرا در آمایش سرزمین ظرفیت سازی نکرده ایم.

راه چاره چیست؟ 

یک شهر صنعتی است و درحال حاضر منطقه آزاد اروند را دارد، چرا صنایع تولیدی را به شهرک صنعتی آبادان نمی برند؟ چون در آمایش سرزمین ظرفیت سازی نکرده ایم. یا چرا در شهرک صنعتی مثل ماهشهر، صنایع پایین دستی پتروشیمی مستقر  نیست که زنجیره ارزش محصول را تکمیل کند ؟ یا در شهرک صنعتی کشاورزی دزفول؛ صنایع تبدیلی کشاورزی را در نظر نگرفتیم. ما د ر واقع آمایش سرزمینی و تناسب هدف با وسیله نداشتیم.

ریشه این توسعه نیافتگی و این مشکلات در کجاست؟ آیا سازمان مدیریت و برنامه ریزی مقصر است؟

سازمان مدیریت و برنامه ریزی تاثیر گذار است اما سازمان مدیریت و برنامه ریزی در تدوین سیاست ها، سیاست گذاری  و تامین اعتبار خوب عمل کرده است.  متاسفانه نقش اصلی را قوه مقننه اجرا می کند، به عبارتی دخالت بیش از حد قوه مقننه در برنامه ها وسیاست های قوه مجریه باعث چنین مشکلات عظیمی می شود ، قوه مقننه به جای اینکه بر اجرای سیاستها نظارت کند، در اجرای آن ها دخالت می کند و باعث انحراف سیاست ها می شود و متاسفانه قوه مجریه به خاطر حفظ کرسی قدرت؛ به آسانی دخالت قوه مققنه را می پذیرد و هر چیزی که قوه مقننه می گوید، حتی اگر سیاست به انحراف برود را اجرا می کند.

آیا رسانه ها می توانند در اصلاح این ساختار نقشی داشته باشند؟

رسانه ها رکن چهارم دموکراسی هستند. بهترین بحث برای رسانه ها، شفافیت است. مشکلی که وجود دارد در بحث اقتصادی، این است که شفافیت وجود ندارد؛ اگر شفافیت  بود، رقابت هم سالم بود و اگر هر کسی اندازه توانش در حوزه اقتصادی وارد می شد قطعا این مشکلات نبود لذا بیشترین کمکی که رسانه ها می توانند به حوزه اقتصادی داشته باشند، شفاف سازی است، گاهی رسانه ها تریبون افراد می شوند، به نظرم اگر که بتوانند روشنگری کنند و ظرفیت های بالقوه استان را هم شناسایی کنند؛ انحرافات اقتصادی را قلم بزنند، به موانع پیش روی سرمایه گذار بپردازند و صاحبان امضاهای مجاز را به سمتی ببرند که با سرعت و دقت بیشتر  و اولویت بهتر انتخاب کنند و تاثیر خود را بگذارند، شاید بشود امیدوار بود که وضعیت اقتصادی بهتری پیش رویمان خواهد بود و توسعه در این مسیر صورت می گیرد.

ساعت درج خبر: ۰:۳۰
تاریخ: ۱۳۹۸/۰۸/۱۷
منبع : عصرتولید


نظرات: