شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸     |۳:۴۴
صفحه اصلی > دلم سر به دار شد، سردار
print کد خبر:
دلم سر به دار شد، سردار
دلم سر به دار شد، سردار (تعداد بازدید : 63)


 بچه بودم تو را از عکس های جبهه ای شناختم، بزرگ تر شدیم و شما بزرگ تر! مدافع مرزها شدی، قهرمان پدر و عمویم...

دلم سر به دار شد، سردار. بد روزی است وقتی مدام این بیت به ذهنت می آید، به پا گر خَلَد خاری، آسان برآید/ چه سازم به خاری که در دل نشیند! همان صبح جمعه ای که از خواب ناز که بیداری تو عاملش بود برخاستم و چرخشم در فضای مجازی فقط به فرمانده ارشد ایرانی ختم شد، بچه بودم تو را از عکس های جبهه ای شناختم، بزرگ تر شدیم و شما بزرگ تر! مدافع مرزها شدی، قهرمان پدر و عمویم...همسن آنها و پای حرفهای دورهمی مان، ذکرهایی که هربار به جنگ رفتنت می خواندیم تا سلامت برگردی، برای اولین بار در مصیبت آوار شده سیل دیدمت، قهرمان سخت و پرصلابتم با کودکان سیل زده توپ بازی می کرد و پای حرفهایشان نشسته بود، چه لبخند مهربانی؛ اگر در میان کشوری بزرگ شده باشی که قهرمانش را به جای سوپرمن های رویایی و خیالی کشورهای سهراب وآرش نداشته، در میان پهلوانان و میدان های رزمی پیدا کرده باشد که سفره های بی دغدغه و آنچنانی بی مسوولیتی را رها کردند برای آرامش کودکان سرزمینشان، حالم را می فهمید.

دلم شکست که حسرت دوباره دیدن ابر قهرمان کشورم به دلم می ماند و بغضم را می خورم کنار رورنامه هایی که اکثرشان آذین شده اند با قامت شهیدت.

چه می شود کرد، دل خوش می مانم که جمعه ۱۳دی ۹۸ بار دیگر با دگرگونی های روزگار، گوهر مرد دیگری شناخته شد و سایه شوم ترس بر سر قاتلانت چنان آوار شد که شبانه دستور عقب نشینی لشگرشان را بدهند.

سوگوارم برای مردی که به قول محمود دولت آبادی مرزهایمان را از نکبت حضور داعش نجات داد، برای آنکه دشمنش بنویسد "شهرت سلیمانی افسانه ای بود" یا ان. بی. سی آنقدر تحت تاثیر ترس اُمرایش، حتی بعد از شهادت تو باشد که تیتر کند "شب بی خوابی"

آری؛ وقتی اسراییلی ها می نویسند "پایان سلیمانی؛ ژنرالی که ترس بلد نبود" یعنی حتی به زعم دشمن مان، تو مقیاس قوی بودن در جهانی.

سپهبد روزهای جنگ سرسختانه کشورم، قطعا لبخند به لب داری حالا که شهادتت نیز یکپارچه گی وطن را به رخ جهان می کشد، ببین چگونه اصلاح طلب و اصولگرا، تندرو و میانه رو، متظاهر و غیر متظاهر، فقیر و غنی، بازاری و دولتی دلهایشان لرزید.

بگذار لق لقه زبان دشمنم این باشد که ایران جنگی را نبرده، با تاریخ ثبت شده  از خاطره ۸ سال هم پیمانی ابرقدرتان پوشالی برای تسخیر خونین شهری که هنوز خرم است، جنگ ویتنام و افغانستان و هزاران کشوری که به خون کشیدند، اما آنچه از این کشور گشاییها برایشان ماند به اسناد رسانه های خودی سربازان روانی و دلارهای به باد رفته بود، چه می کنند، اما قبول داریم، ایران مذاکره ای را نباخته چون  وقتی تمام ملتم را تروریست دانست هم کاری از پیش نبرد.

بگذریم از عدالتخواهان به ظاهر مدافع وطن، بگذریم از سینه چاکان بی رگ و ریشه، اصلا تمام هشتگ های سلیمانی در اینستای مروج آزادی! پاک شوند، شاید آنقدر بیکار باشند که بتوانند تمام کامنت های ایرانی زیر پست ترامپ را نیز پاک کنند، بگذار مسخره بازها اینستاگرامی و شاگردانش که ادعای احترام به عقاید و آزادی بیان دارند آنفالویمان کنند، باز هم یک عاشق رانندگی بی هدف در روزهای بارانی می نویسد که "در اکثر روستاهای مسیر با نصب بنرهای شهادت سردار سلیمانی مواجه شدم، مردم عمیق سوگوارو غمگین هستن و از دیروز بارها شاهد بهت و بغض و گریه هایشان بوده ام"

و یا معلمی پست می کند فریاد کودکان کلاسش را که عکست را در دست دارند و فریاد می زنند من- قاسم سلیمانی- هستم.

از ابتدای خلقت آنچه هیچ بنی بشری نتوانسته آزادی اش را محصور کند دل هایی است که در ایران امروز به نام توست، قهرمان واقعی یک عمر مجاهدت بی چشمداشت.

با اشک می نویسم؛ قهرمان پرور ایران، شهادتت در دی ماه حزن انگیزکه به شهید علم الهدی و احمد کاظمی پیوند خورد مبارک باشد.

طیبه قاسمی

ساعت درج خبر: ۱:۴
تاریخ: ۱۳۹۸/۱۰/۱۵
منبع :


نظرات: