چهارشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۹     |۱۴:۳۲
صفحه اصلی > تاثیر فعالیت رسانه ای بر سرنوشت «شرکت فولاد اکسین»!
print کد خبر:
تاثیر فعالیت رسانه ای بر سرنوشت «شرکت فولاد اکسین»! برگی از تاریخ صنعت خوزستان:
تاثیر فعالیت رسانه ای بر سرنوشت «شرکت فولاد اکسین»! (تعداد بازدید : 69)

اوائل آبان ماه ۱۳۸۰ بود. سردبیر ماهنامه «پیام فولاد» بودم و همزمان در هفته نامه «روزان» قلم می زدم.معمولا هم مباحث اقتصادی را مقتضای رشته تحصیلی پیگیری می کردم.در آن زمان مدیر مسئول ماهنامه پیام فولاد «احمد کرمی» معاون وقت تامین منابع انسانی شرکت فولاد خوزستان بود.مردی بی بدیل که دلسوزی اش برای منافع استان خوزستان برای همه روشن بود.

در آن شرایط «عبدالحسن مقتدائی» استاندار خوزستان بود و «عباس وردی نژاد» نیز مدیریت عامل شرکت فولاد خوزستان را برعهده داشت. یقینا وردی نژاد نیز تاثیر سازنده ای در توسعه صنعت فولاد در استان خوزستان داشت و با علاقه وافری پروژه های تکمیلی شرکت فولاد خوزستان را پیگیری می کرد . مردم این استان او را از یاد نخواهند برد.

در آن مقطع یکی از حلقه های مفقوده این شرکت پس از فراز و فرودهای فراوان «پروژه ورق عریض» دانسته شد.ابتدا قرار بود در محوطه داخلی شرکت این کارخانه زده شود اما پس از کش و قوس های فراوان زمین روبروی فولاد خوزستان تعیین و فعالیت برای گرفتن مجوزات آن بعمل آمد.از پایتخت و وزارت صنایع همه چیز اوکی شد و مقرر گردید تا شرکت «دانیلی» ایتالیا این کارخانه را در اهواز و در زمین روبروی آن نصب نماید.

همه چیز بر وفق مراد پیش می رفت و دورنمای اتصال مهمترین حلقه برای تولید کالای ورق عریض می توانست شرکت فولاد خوزستان را به عرش صنایع کشور رسانده و آن را تبدیل به یک قدرت صنعتی و مالی با توانائی نقدینگی بالا هم بنماید.

پروژه تولید ورق عریض به صورت انحصاری در ایران قادر بود ورق های فلزی با سایز حداکثر عرض ۴٫۵ متر تا طول ۴۰ متر را تولید نماید و چنین اتفاقی برای وزارت نفت و برای تولید لوله های انتقال محصولات نفتی و یا مخازن مربوطه بسیار با اهمیت بود.همچنین پروژه تولید ورق عریض می توانست در ساخت تانکرهای غول پیکر ذخیره سوخت هم موثر افتد.

با این پیش درآمد این حرکت عظیم اقتصادی آغاز شد اما به ناگهان با مخالفت سازمان مسکن و شهرسازی و همچنین به بهانه مسائل زیست محیطی با مخالفت سازمان حفاظت محیط زیست قرار گرفت و عملا این پروژه می رفت که به سرنوشت پروژه کارخانه فولاد آلیاژی اهواز دچار شود!

پروژه فولاد آلیاژی هم کارخانه ای بود که در سال ۱۳۷۴ کلنگ آن را در اهواز زدند اما در حال حاضر در شهر یزد احداث شده است!

در حقیقت سرنوشت پروژه ورق عریض نیز با همان رویکرد و به همان سرنوشت و در نقطه دیگری از کشور منتقل می شد.

وقتی مخالفت ها روشن تر شد احمد کرمی یک روز با عجله به سراغم آمد و گفت:
– ببین اگر نجنبید و فشاری از بیرون و از طریق رسانه ها وارد نیاورید سرنوشت پروژه نورد ورق عریض در ناکجا آباد رقم خواهد خورد و از اهواز جمع می شود!

صحبت های کرمی تلنگری به من زد و بلافاصله مقاله ای تهیه نموده و در نشریه «روزان» منتشر نمودیم که متن و عکس آن به ضمیمه آمده است.

در مقاله مذکور نتایج کج سلیقگی سازمان حفاظت محیط زیست خوزستان و سازمان مسکن و شهرسازی خوزستان به چالش کشیده شد.

نتیجه انتشار مقاله در نشریه روزان بلافاصله با عکس العمل استاندار وقت(عبدالحسن مقتدائی)مواجه شد. وی پس از اطلاع از چند و چون ماجرا در فراخوانی تشرآلود دو مدیر مخالف پروژه نورد ورق عریض را به ساختمان استانداری خوزستان دعوت و آنها را مجبور نمود تا علیرغم میل باطنی شان رضایت خود را مکتوب نموده و بدین ترتیب برگ زرینی در کارنامه رسانه های خوزستان رقم خورد و این پروژه مهم با تاثیر بی بدیل رسانه ای محقق گردید.

متاسفانه بعدها در یک فرآیند قابل نقد پرژه نورد ورق عریض از شرکت فولاد خوزستان جدا شد و به صورت یک کارخانه مستقل و به نام«شرکت فولاد اکسین خوزستان» درآمد و سهام آن را در نهایت بی برنامگی تقسیم نمودند و هیچ سهمی هم برای شرکت فولاد خوزستان قائل نشدند.و بدین ترتیب دوران سخت تهیه مواد اولیه و مشکلات عدم دسترسی به نقدینگی کافی این کارخانه نوپای استان را به چالش های شکننده ای وارد ساخت.



بگذارید پروژه «نورد ورق عریض» در اهواز اجرا شود

کارخانه ای با بودجه ۲۵۰ میلیون دلار (ارزی) و۸۰ میلیارد تومان (ریالی) مدتی است که در فقدان امضای دو تن از مسئولین استان روزها را یکی پس از دیگری در انتظار سپری می کند.

مسئولین مسکن و شهرسازی خوزستان و سازمان محیط زیست استان با دلایلی که کمتر نمادی از مشکلات مبتلا به استان خوزستان دارند پروژه عظیم «نورد ورق عریض» را که قادر است پنج هزار نفر را مشغول بکار نماید در هاله ای از ابهام و انتظار سرگردان نموده اند.
جالب است بدانیم معاون سازمان محیط زیست کشور با درک شرایط موجود به امضای اسناد مربوطه اقدام نموده اما مدیر وی در استان آن را بایکوت کرده است!

در این میان استاندار خوزستان نیز با درک موقعیت و اهمیت چنین پروژه ای که در خاور میانه یگانه است و در سراسر جهان تعداد آنها معدود و اندک هستند، خطاب به سازمان محیط زیست می گوید: «بگذارید این سرمایه گذاری که یک اتفاق و یا یک شانس است را از دست بدهیم و افسوس آن را بخوریم» معذالک اسناد این پروژه که قرارداد آن با طرف خارجی (ایتالیایی) نیز به امضاء رسیده در کازیوی برخی مدیران استان خاک می خورد!

اینکه مسئولین محیط زیست و مسکن و شهرسازی بتوانند قابلیت های استان را درک و سپس دستور به اقدام یا بایکوت یک پروژه یا کارخانه بدهند از اولی ترین وظایفی است که بنظر می رسد این مدیران باید قبل از هرگونه اظهارنطر، به موقعیت پروژه، جغرافیای طرح، ارزیابی اقتصادی و تاثیر آن بر آتیه اشتغال استان و همچنین فوریت دستیابی به نتایج مربوطه توجه داشته باشند.

اساساً «معطل نمودن سرمایه» یکی از راههای «فرار سرمایه» از استان است که متأسفانه مدیران مذکور بدون اینکه توجه ای به آثار فرمان های خود داشته باشند، لطمه ای جبران ناپذیر را به شرایط سرمایه گذاری و اشتیاق صاحبان سرمایه استان وارد می سازند.

بی تردید اگر مسئولین ذیربط ماهیت و تفاوت «فولادسازی» با نورد را تشخیص دهند، می دانند که در قیاس این دو کارخانه، نورد کمترین خسارات را به محیط زیست وارد می سازد. بعلاوه کارخانه یاد شده جنب فولاد خوزستان بنا خواهد شد و به نوعی طرح توسعه مجموعه یاد شده است. بنابراین از لحاظ جغرافیای اگر قرار است کارخانه یاد شده در محدوده شهر باشد اداره مسکن و شهرسازی باید صنعت ۳/۵ میلیارد دلاری فولاد خوزستان را نیز متوقف نماید!

با این مقدمه بنظر میرسد مدیرانی که فعلاً چرخ این پروژه عظیم را پنچر نموده باید در پیشگاه مردم خوزستان پاسخگو باشند. زیرا چنین پروژه ای قادر است ورق مخصوص کشتی ،تانک های بزرگ ذخیره نفت، آب و همچنین لوله های ۴۸ تا ۵۶ اینچ را که در حال حاضر امکان ساخت آنها در کشور وجود ندارد و اساساً حتی حمل چنین محموله هایی بسیار دشوار و صرفاً متکی به واردات از طریق بندر و هزینه نمودن «ارز» کشور است،تولید نماید.

آنها باید به مردم خوزستان پاسخی در خور ارائه دهند که چرا هزینه فرصت های از دست رفته ی تصمیمات آنها باید برای مردم استان چنین گران و طاقت فرسا باشد.

آیا باید در اثر ندانم کاری، این پروژه را مثل پروژه های کارخانه فولاد آلیاژی که از اهواز به یزد و یا پروژه فولاد آذربایجان که از گروه ملی به شهرستان میانه منتقل شد به منطقه دیگری سوق دهند تا بدین ترتیب شاهد بروز قاطعیت مدیریت در استان باشیم!

آیا مدیریت های ذیربط تاوان این بی توجهی را در ترازوی ذهن خو به کیل کشیده اند؟

یقیناً آیندگان روزهایی را که ساعت به ساعت آن هزینه های جبران ناپذیر برای جوانان این مرز و بوم داشته و دارد را در کفه های تاریخی خود سنجیده و به کسانی که در توقف چنین فرصت های طلایی نقش داشته اند درود نمی فرستند.
غلامرضا فروغی نیا/ نشریه روزان/ شماره ۱۰۲/ یکشنبه ۱۳ آبان ماه۱۳۸۰
 


جوابیه سازمان مسکن و شهرسازی خوزستان و توضیحات روزان پیرامون پروژه نورد ورق عریض در اهواز

مدیر مسئول محترم هفته نامه روزان

با سلام
بازگشت به مطلب درج شده در تاریخ یکشنبه ۱۳۸۰/۰۸/۱۳ شماره ۱۰۲ صفحه آن نشریه با عنوان (بگذارید پروژه «نورد ورق عریض» در اهواز اجرا شود) خواهشمند است جوابیه این سازمان را مطابق قانون مطبوعات و در جهت تنویر افکار عمومی در همان صفه درج نمائید؛
۱- کارخانه صنایع فولاد در جنوب شرق اهواز در محدوده شهر اهواز واقع شده است این کارخانه با توجه به پیامدهای زیست محیطی و با توجه به آلودگی های ناشی از فعالیت تبدیلی، در وضعیت موجود تثبیت و جهت کاهش آلودگی های آن، طرح جامع اهواز یک کمربند فضای سبز را بعنوان حائل و فیلتر پیشنهاد و مصوب نموده است.

لذا هر توسعه صنعتی آن هم از نوع صنایع سنگین پیامدهای زیست محیطی و بهداشتی کوتاه مدت و بلندمدت برای شهروندان به ویژه ساکنین مناطق مسکونی اطراف ایجاد می کند. نه تنها در شهر اهواز بلکه در هیچ یک از شهرهای بزرگ کشور و حتی جهان اجازه فعالیت و توسعه چنین کارخانجات و صنایعی را در داخل محدوده شهری نمی دهند. اصولاً توسعه چنین صنایعی آن هم در داخل بافتهای مسکونی و محدوده های شهری در تضاد با توسعه پایدار شهری و شهر سالم است.

این امر بدیهی را می توان از کارشناسان شرکت ایتالیایی طرف قرارداد با صنایع فولاد جویا شد که آیا کارشناسان مزبور توسعه چنین صنایعی را در داخل محدوده شهرهایی از قبیل رم یا میلان یا هر کدام از شهرهای ایتالیا را خواهند داد؟

۲- چنین پروژه ای با این سرمایه کلان جهت تاسیس با ۲۵۰ میلیون دلار و ۷۷۸ میلیون ریال چگونه می توان بدون توجه به ابتدایی ترین و بدیهی ترین اصول زیست محیطی و شهرسازی مکان یابی پروژه های صنعتی که حتی در عقب افتاده ترین کشورهای آفریقایی و آسیایی اعمال می شود در این بخش از شهر تاسیس شود؟

آیا صرفاً اشتغال ۵۳۶ نفر (مطابق گزارش توجیهی پروژه) می تواند عاملی برای احداث هر نوع پروژه ای در هر مکانی باشد اگر چنین منطق ضعیفی قابل درک و توسعه باشد به این ترتیب گسترش فعالیت های متنوع از ریز و درشت و از بد و خوب آن هم از نوع نادر در جهان و خاورمیانه می تواند در هر نقطه از شهر اهواز بدون توجه به مطالعات علمی اولیه تاسیس شود.

قطعاً شهر و محیط مسکونی که از چنین منطقی بوجود بیاید قابل درک و تصور است. بنابراین اگر معطل نمودن سرمایه (آن هم به مدت ۱۰ روز از تاریخ ارجاع نامه به مسکن و شهرسازی با احتساب ایام تعطیل) موجب فرار سرمایه می شود قطعاً نقص در اجرای پروژه به لحاظ غیر علمی بودن موجب از بین بردن کل سرمایه و حتی هدر رفتن منابع ملی و فرصت های بوجود آمده میشود.

۳- در خصوص انتقال پروژه های از قبیل فولاد آلیاژی اهواز به استان یزد یا پروژه فولاد گروه ملی به میانه آذربایجان به نظر می رسد مدیریت صنایع فولاد و وزارت متبوع آن می بایست پاسخگوی مردم خوزستان باشد نه سازمان مسکن و شهرسازی استان خوزستان.

۴- سازمان مسکن و شهرسازی استان خوزستان با توجه به سیاستهای کلان شهرسازی و آمایشی خود که از وظایف بلافصل سازمان است با درک ضرورت احداث و توسعه چنین پروژه ای پیشنهاد می نماید جهت استفاده بهینه و اصولی تر از چنین سرمایه و پروژه ای مکان مناسبی با حداقل آلودگی های زیست محیطی و پیامدهای بهداشتی برای شهر اهوازو بر مبنای اصول علمی و بیرون از محدوده طرح جامع و بافت مسکونی تعیین و مکان یابی شود. و به وجهی بهتر از این سرمایه و فرصت مغتنم (که به قول نگارنده یک اتفاق و یک شانس است) بهتر استفاده نمود و با مکان یابی صحیح چنین پروژه ای، توسعه ای جدید و پایدار را در نقطه ای دیگر از شهرستان اهواز (نه الزاماً داخل محدوده طرح جامع شهر اهواز) بوجود آورد.

ضمن اینکه سازمان مسکن و شهرسازی خوزستان از تاریخ ۱۳۸۰/۰۷/۱۱ و از طریق کمیته ماده چهار (ضوابط و معیارهای استقرار صنایع) در جریان موضوع قرار گرفت و به محض ارسال نامه از طرف شرکت صنایع فولاد در مورخ ۱۳۸۰/۰۷/۳۰ فعالیت کارشناسی خود را در این فرصت اندک انجام و پیشنهادهای کاربردی خود را به کمیته مورد اشاره ارائه داد.

۵- درج مطالبی که از سیاق علمی و کارشناسی برخوردار می باشد باید به دور از هرگونه برخورد احساسی و ژورنالیستی که افکار عمومی را دچار تشویش می نماید صورت پذیرد تا نظرهای مختلف و به ویژه سازمان ذیربط مورد بررسی قرار گیرد و شایسته آن بود که نگارنده مطلب پیش از درج و تنظیم گزارش خود موضوع را با سازمان مسکن و شهرسازی استان بعنوان دستگاه صاحب نظر در این خصوص مطرح و چنانچه پاسخ قانع کننده ای دریافت نمی نمود اینگونه مسئولان سازمان را مورد خطاب قرار می داد هر چند مطلب درج شده شباهت بیشتری به بیانیه شرکت فولاد داشت تا گزارشی علمی و جامع از اجرای یک پروژه بزرگ.

توضیحات روزان:ابتدائاً باید از پاسخ سریع و صریح سازمان مسکن و شهرسازی خوزستان تشکر و قدردانی نمود توجه مدیریت این سازمان به مقولۀ تاثیرگذاری مطبوعات بر افکار عمومی و نگارش چنین جوابیه ای ضمن پذیریش زخم زبان هایی که در آن نثار این هفته نامه شده، از مطلوبیت اعضایی که ریاست محترم این سازمان هفته گذشته در حضور استاندار محترم در پای معاهده اجرای پروژه نورد ورق عریض، مرقوم فرموده اند، چیزی نمی کاهد. یقیناً هفته نامه روزان نسبت به همه پروژه هایی که به نوعی می توانند باری از مشکلات این استان مستحق بردارند. با احساس مسئولیت قلم زده و نقش خود را به عنوان یک رسانه ایفا خواهد کرد. جای تردید نیست.

غلامرضا فروغی نیا



ساعت درج خبر: ۲۱:۱۹
تاریخ: ۱۳۹۹/۰۱/۱۳
منبع : اقتصادبومی


نظرات: