دوشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۹     |۸:۵
صفحه اصلی > روابط عمومی استانداری یا روابط خصوصی؟ روابط عمومی ضعیف، یک سازمان را به نابودی می کشاند وزارت کشور ورود کند
print کد خبر:
روابط عمومی استانداری یا روابط خصوصی؟/ روابط عمومی ضعیف، یک سازمان را به نابودی می کشاند/ وزارت کشور ورود کند
روابط عمومی استانداری یا روابط خصوصی؟/ روابط عمومی ضعیف، یک سازمان را به نابودی می کشاند/ وزارت کشور ورود کند (تعداد بازدید : 120)

روابط عمومی یعنی؛ پل ارتباطی بین دستگاه‌های اجرایی و مردم، یعنی آگاه‌سازی جامعه از فعالیت‌های درون یک سازمان، یعنی ایجاد ذهنیت مثبت از سازمان در بین مردم، یعنی توضیح سیاست‌ها و مدیریت کنترل کمپین‌های سیاسی، یعنی بازوان توانمند یک سازمان برای ارائه محصول آن سازمان؛ به عبارتی روابط عمومی پیشانی سازمان متبوع خود است!

اما یک سوال؛ آیا در استانداری خوزستان این پل ارتباطی به جاده ای یک طرفه منتهی نشده است؟ آیا جامعه ذهنیت مثبت از استانداری خوزستان دارد؟ آیا نهادهای بازرسی در استان به صورت نامحسوس سری به روابط عمومی زده اند که در این واحد چه می گذرد؟ 

از آنجایی که خوشبختانه امروزه شبکه‌های اجتماعی همه چیز را به شدت تحت تأثیر قرار داده‌اند و هیچ چیز از چشم‌رسانه ها و مردم دور نمی ماند، لذا ضعف عملکرد دولت با ضعیف بودن مدیرکل روابط عمومی استانداری صد چندان شد و بیش از پیش بر همگان ثابت شد. 

در این چندسالی که غلامرضا شریعتی استاندار خوزستان است، به خصوص در این سه سال اخیر که شاهد بحران های بسیارِ ناشی از ضعف عملکرد بودیم، جامعه مدام از عملکرد دولت ناراضی بود و به اشکال مختلف به خصوص در شبکه های اجتماعی، این نارضایتی را ابراز می کرد اما از آنجایی که روابط عمومی صرفا مبلغ یک دستگاه یا سازمان در بین مردم نیست بلکه نماینده مردم در آن سازمان نیز به حساب می‌آید و بایستی این نارضایتی را به گوش مسئولان امر می رساند؛ اما روابط عمومی استانداری به جای پرداختن به تمامی جوانب کار همچون اطلاع رسانی شفاف و دوسویه، برقراری ارتباط موثر با رسانه ها، به عدم پاسخگویی کامل و شفاف و محدود کردن رسانه ها و به نوعی پیچاندن رسانه ها و دادن اطلاعات غلط و شاید گفتن جمله " همه چی آرومه" به مدیران روی آورد که دولت هیچوقت صدای مردم را نشنید. 

همه می دانیم که روابط عمومی یک وظیفه برجسته مدیریتی است که می تواند به عنوان بازوی اصلی مدیران دستگاه‌ها در دستیابی به اهداف ایفای نقش نماید اما این وظیفه ی مدیریتی در دولت دوازدهم در خوزستان به قدری تنزل پیدا کرد که این روزها اگر اسمی از این روابط عمومی بیاوریم، پوزخندی به این جایگاه می زنند و با عناوین نامناسبی از این حرفه یاد می کنند! 

علیرغم حضور تعدادی از افراد رسانه ای همسو گِرداگرد دولت در خوزستان و افزایش سایت ها و روزنامه های حامی دولت، که البته بیشتر رسانه نما هستند و از صدقه سری این دولت به نام و نان و نوایی رسیده اند، اما وضعیت ارتباط دولت با رسانه ها و مردم در زمینه اطلاع رسانی به شدت ضعیف بوده، و به نظر می رسد برای تاثیرگذاری مثبت به یک ضرب العجل نیاز است که  از حالت انفعال، روزمرگی و تبیین گری صرف و تشنج روانی خارج شود. 

در دوره ای به سر می بریم که جامعه از طریق شبکه های ارتباطی گوی سبقت را از روابط عمومی ها ربوده است و هیچ توجیهی برای عدم پاسخگویی مدیران به مردم وجود ندارد و دستگاه‌هایی که در امر اطلاع رسانی کم کاری کنند و در ارتباط با مردم و رسانه ها پاسخگو نباشند یا اطلاعات غلط به مردم و مدیران می دهند، باید به مردم معرفی شوند تا مردم با آن ها بیشتر آشنا شوند، زیرا نمی‌شود که یک مدیر از یک طرف ادعای خدمت به مردم را داشته باشد و از طرفی ارتباط او با مردم قطع باشد! (نمونه آن عدم حضور تمامی رسانه ها در جلسات مختلف است، آخرین آن هم جلسه شورای اداری بود که پیامی مبنی بر موکول شدن جلسه به روز دیگری از سوی روابط عمومی منتشر شد اما جلسه در همان روز برگزار شد!)

در ارزیابی عملکرد استانداری خوزستان، تمامی مردم کشور شاهد کسب رتبه ۳۱ استان خوزستان در بین استان های کشور شدند و این کارنامه صحه ای بر حرف راستین مردم خوزستان بود، اما بحث این مقال، پرداختن به کارنامه مذکور نیست، بلکه حواشی به وجود آمده در ادامه ی آن کارنامه ی مردود شده و فاجعه بار است!

پس از آن که یکی از خبرگزاری های استانی آن عملکرد را منتشر کرد و به خوبی به آن پرداخت، رسانه های متولد در دولت تدبیر و همسویان دولت و برخی گردانندگان سایت های محلی مواجب بگیر در مقابل نقدهای وارده به دولت، سینه سپر کرده و از کارنامه ضعیف استاندار خوزستان دفاع کردند، در ادامه برخی مدیران کلِ مقصر استانداری تقصیر را به گردن معاونین استاندار انداختند و مصاحبه ها و تایید و تکذیبیه های پر شماری را در رسانه های خاص منتشر کردند! غافل از اینکه خروجی ارزیابی عملکرد به مدیرکل مربوطه که با همین عنوان است و دقیقا با امضا و حرف نهایی غلامرضا شریعتی در طی یک سال حاصل شده بود؛ خروجی ایی که هر فرد بی سوادی هم می داند که رهبر یک گروه است که آن گروه را درست به مقصد رسانده یا اشتباه!

برویم سر بحث همان روابط عمومی و تایید و تکذیب های پرشمار و سخنان متناقض مسئولان و مدیران کل استانداری که باعث سردرگمی افکار عمومی و کمک به ترویج شایعات و حتی باعث سردرگمی نیروهای دولت شده بود و نوعی تشنج کاری را در بین پرسنل به وجود آورده بود، نیروهای هر بخش در یک تضاد و مخالفت لجبازانه قرار گرفته بودند که این موضوع کار مردم را هم لنگ‌می کرد، و از خلال این موضوعات، این خوزستان است که باز هم در معرض آسیب قرار میگیرد و نتیجه اش را در آینده خواهیم دید! همان طور که نتیجه عملکرد سال ۹۸ را در ۹۹ دیدیم!
 
 تمام این موضوعات و حواشی پیش آمده متوجه روابط عمومی ضعیف استانداری خوزستان است؛ مدیر کلی که قبلا یک معلم بوده و روزی آرزو داشت مدیر یک مدرسه یا منطقه از آموزش و پرورش شود اما با ورود به ستاد انتخاباتی روحانی و نزدیک شدن به غلامرضا شریعتی، توانست آرزوی مدیریت مدرسه یا منطقه آموزش و پرورش را فعلا به کناری حواله کند و بعد از روابط عمومی آموزش و پرورش، مدیرکلی استانداری را در ذهن بپروراند و حالا هم حتما در ذهن خود جایگاه های دیگری را در سر می پروراند! او که بدون برنامه و سیاست مشخص و شفاف، روزمرگی را در پیش گرفته، و این روزها به دنبال اصولگرایان برای تثبیت در دولت بعدی است، هر بار با نقد عملکرد غلامرضا شریعتی و یا وضعیت اسف بار روابط عمومی؛ از رفقای رسانه ای و به قول برخی نزدیکانش که خوب او را می شناسند از " آدمهایش" کمک می گیرد که از او حمایت کنند! این کلمه " آدمهایش" بدجور فضای سیاسی شعبان بی مخ ها را تداعی می کند!
 کسی که فکر می کند روابط عمومیِ  خصوصیِ شریعتی است نه روابط عمومی استانداری خوزستان! که این هم دلایل خاص خود را دارد که فعلا به آن نمی پردازیم. 

با توجه به دلایلی که کاملا جامع به آن پرداخته شد، می طلبد که دولت بیش از این هزینه بی برنامگی و ندانم کاری و خستگی مفرط و سیاسی کاری های این روابط عمومی را نپردازد زیرا این هزینه از جیب بیت المال است! 

به همین جهت جایگاه روابط عمومی‌ استانداری خوزستان نیازمند تغییرات اساسی در اصلاح رویکردها، تعیین استراتژی و به کارگیری نیروی انسانی متخصص بدون نگاه سلیقه ای و نگاه سیاسی است زیرا هر جایی که روابط عمومی ضعیفی دارد می‌تواند یک بازخورد مهم از ضعف مدیریت در آن نهاد و سازمان ودستگاه باشد، شاید اگر این اتفاق رخ دهد، نمای دیگری از دولت به جامعه نمایانده شود.

باید این نکته را هم مد نظر قرار داد که استانداری خوزستان و اداره کل های تحت امر آن، حیات خلوت عده ای تازه به میدان رسیده نیست که به خاطر نوع عملکرد فجیع و پر حاشیه ی برجای مانده ی برخی، از سوی جامعه عناوین نامناسبی به جایگاه روابط عمومی داده شود و ما هم به راحتی از کنارش بگذریم، بلکه عالیترین نهاد حاکمیتی در خوزستان است که باید شان این نهاد حفظ شود و کاملا شفاف با مردم سخن بگوید. آنچه عیان است یکی از عمده ترین دلایل به حاشیه کشیده شدن اقدامات دولت در خوزستان، عدم وجود متخصصان روابط عمومیست که در راس همه، روابط عمومی استانداری خوزستان است، موضوع دیگر اینکه باید دید برخی افراد که به صورت سفارشی و تحمیلی وارد دستگاه های اجرایی و شرکت های بزرگ شده اند، چه سر رشته تخصصی و مرتبط با این حوزه را دارند؟ هرچند این آسیب در اکثر دولت ها وجود داشته اما در دولت دوازدهم به اوج خود رسید!

با همه ی این اوصاف، حواشی فاجعه آمیز دیگری هم وجود دارد که بحث مجزایی را می طلبد و در مقال دیگری به آن خواهیم پرداخت، همچنین عناوینی که به جایگاه روابط عمومی در استانداری می دهند را ذکر خواهیم کرد.

علی کایدانی

ساعت درج خبر: ۰:۲۳
تاریخ: ۱۳۹۹/۰۸/۰۶
منبع :


نظرات: